خونه


وبلاگ شخصی , خاطرات , نظرات

لبخندی بنشان

حسبی الله

 

سلام

همیشه یاس میومد تو وبلاگ من مینوشت .حالا من اومدم نوشته های من با یاس خیلی فرق داره ما هر کدوم تو یه عالم دیگه ایم اما من نیومدم اینجا  از خودم بنویسم یه ماهیه که از یاس میخوام این متن رو برای من اینجا بزاره چون خواننده های بیشتری داره اما انگار خیلی مشغوله برای همین خودم اومدم وقتتون رو نمیگیرم و حالا اصل ماجرا :

 

برخی از مادرا رو که میبینم از اینکه اسم خودم رو مادر بزارم خجالت میکشم . اگه میگن بهشت زیر پای من و امثالهم هست پس زیر پای اون مادرا چی هست چیزی بالاتر از بهشت هست که بشه زیر پای اونا گذاشت مادرایی رو میگم که از بچه های معلولی مراقبت و پرستاری میکنند که هیچ امیدی به زندگیشون ندارند و مثل یه پروانه دور شمع وجود بچه ای میگردند که ممکنه فقط یه تکه گوشت متحرک باشند .

مادری رو میشناسم که با هزار عشق و امید کودک فلج نابینا و فلج مغزی اش رو 4 سال در آغوش خود به مهد کودک و مراکز درمانی آورد آنقدر که به خاطر سنگینی وزن بچه دچار بیماریهای مختلف شد و خونه نشین . حالا همون بچه که  تا اسمش رو میاوردی  دو تا سه ساعت جیغ مدام میکشید بعد از آمد و رفت های فراوان به مراکز گفتار و کاردرمانی و روبراه شدن وضعیت گفتاری و تا حدودی برطرف شدن مشکل جسمی و حرکتی حالا به بیماری سخت تری دچار شده که به شدت خانواده عزیزش رو نگران کرده کلیه های این دختر 6 ساله کاملا از کار افتاده و به علت ضعیف بودنش یا دلایل خاص دیگه پزشکی نمیتونند دیالیزش کنند و روز به روز حالش بد و بدتر میشه گروه خونی این کودک او مثبته و پدرش میتونه بهش کلیه بده چون اگه بخواند کلیه بخرند باید 8 میلیون تومان هزینه کنند در حالی که تمام در آمد پدرش فقط خرج هزینه درمان او میشه 5 آمپولی که هر هفته باید برای ادامه زندگی 3 تای اون رو تزریق کنه 12 هزارتومانه و این مبلغ اینقدر برای اونا زیاده که وقتی میگه 12 هزارتومان گویی از 120 هزارتومان یاد میکنه ازادامه مراحل درمانی عاجزند و امکانات مادی ندارند نمیتونند کلیه پیوند بزنند . با نا امیدی و اندوه میگفت دکتر قطع امید کرده و گفته این بچه ارزش پیوند زدن نداره چون ممکنه فردا پیوند رو پس بزنه و فقط با داروهایی زنده است که همتون میدونید هزینه تهیه اونا چقدر سرسام آوره . ازتون میخوام هر کی که اومد اینجا و این چند خط نا رسا که نمیتونه از رنج اون خانواده حکایت درستی ادا کنه توی وبلاگش شرح این ماجرا رو بده تا بلکه کمکهای مادی ما قطره قطره هر چند اندک مشکل مالی این خانواده رو حل کنه تا بتونند با دارو غنچه زیبای خود را کنار خود ببینند کودکی که با خون دل بزرگ شده و اکنون فقط به خاطر فقر مادی داره از دست میره نگذاریم اشک به چشم مادری بیاد که با درد های شدید جسمی و بیماری های سختی که داشت با زحمت و تلاش این کودک را به وضعیت مطلوب رفتاری رسانده .

 مژده انتظاری از کسی نداره اما من نتونستم بی تفاوت بمونم شاید با کمکهای مادی ما او بتونه راحت تر زندگی کنه .

شماره حساب بانکی او :۶/۸۰۹۸۹۹  بانک ملت شعبه یافت آباد

احتمالا مادر مژده و مادرای بچه های استثنایی نابینا خواننده وبلاگم هستند نتونستم اصل این متن رو بنویسم ... خواهش میکنم با کمک های نقدی هر چند اندک بگذاریم مژده راحت تر راحت بشه با درد کمتر با داروهای مسکن بهتری التیام پیدا کنه ...

التماس دعا برای تمام بیماران جواب شده .

   + یاس حسینیه - ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۳