خونه


وبلاگ شخصی , خاطرات , نظرات

سلام خدا:

حسبی الله

و کم من ثناء جمیل لست اهلا له نشرته

چه نیکنامی های زیبایی که شایسته اش نبودم، اما تو آن را در مورد من نشر دادی.

--------------------------------------

چه قدر این روزها دنبال تو دویده ام ، از این طرف جهان به آن طرف جهان... نه آن جهان دور دراز، جهانی که از آن هیچ کس جز تو نیست. حتی از آن من.

نمی دانم چرا این روزها کم طاقت و دلتنگم،

                                                      آشفته ام و بی قرار...

همه جای دنیا تو را می بی نم و دست سمتت دراز می کنم، می خواهم برسم به جهان تو اما هیچ وقت دستم به تو نمی رسد.

دلم می خواهد زیر سر انگشتانم لمست کنم... دستم را آرام می گذارم روی گردنم، گرمایش مرا یاد تو می اندازد، دستم را می کشم تا میرسم به نبضی که آن زیر دارد می زند. خوشحال می شوم که توانسته ام کمی لمست کنم، تو از این رگ گردن هم به من نزدیک تری.

آرام می گیرم...

                   سلام که نام مقدس توست بر تو

                   ممنون بابت همه چیزهایی که می دانم چیست

                   و خیلی چیزهایی که نمی دانم چیست، اما تو می دانی.

                   سپاسگذارم.

   + یاس حسینیه - ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۳٠ فروردین ۱۳٩۱

بین در و دیوار:

حسبی الله

خانه هر کس آرامشگاه خیال اوست، جایی که با آسودگی و امنیت به خود می پردازد.

خانه هر کس حجاب اوست، که محفوظ و ایمنش می گرداند از آفت ها و اتفاقات.

خانه هر کس دیوار دارد، حصار امنیتی که خانه را امن می کند.

خانه هر کس پنجره دارد، که بشود بیرون خانه را دید و نور و روشنی از خانه دریغ نشود.

خانه هر کس درد دارد، برای ورود هر کس که محرم دل است و محرم راز.

اما خانه ی او ...

     اما در خانه ی او ...

          اما دیوار خانه ی او ...

--------------------

در و دیوار می گریند.

   + یاس حسینیه - ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩۱

احساس آدمها و ارتباطاتشون

حسبی الله

چقدر خوبه که ما به اطرافیانمون و دوستانمون اجازه بدیم که احساساتشون رو با ما در میون بذارند.

خیلی وقتها ما بخاطر همین مخفی  کردن احساساتمون از هم خیلی دور میشیم و خیلی وقتها هم الکی! فکر می کنیم چه آدم خاصی رو از دست دادیم.

همیشه سعی کردم که به دیگران اجازه بدم احساساتشون رو با من در میون بذارند، خیلی وقتها از این احساسها، احساس خوشایندی بهم دست داده و گاهی اوقات هم نه.

من در مورد احساساتم هیچ وقت دروغ نمی گم اما این دلیل نمیشه که دیگران هم با من همین رفتار رو کنند و من اینو خوب می دونم.پشیمون نیستم از اینکه اجازه دادم کسی احساسشو بهم بگه.

البته حس آدم باید سالم باشه. گاهی وقتها ما حس هامون مریض میشند! یعنی اشتباه احساس می کنیم در واقع حرف قلبمون رو اشتباه میگیریم و این غلطه.

همین احساسات شخصی، هستند که روابط ما رو میسازند.گاهی ما به طور احساسی با دوستی ارتباط برقرار می کنیم بدون اینکه توجه کنیم این ارتباط چه نوع ارتباطی است. اما لازمه به یک نکته توجه کنیم که نحوه ی ارتباط مهمتر از طرفین ارتباط است.

چه خوبه که هراز چندگاهی به آدم های اطرافمون و ارتباطاتمون فکر کنیم، حداقل برای خودمون مشخص کنیم که در مورد دیگران چه حسی و چه ارتباطی داریم.

   + یاس حسینیه - ٩:۳٩ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩۱

سراب:

حسبی الله

تا آب شدم، سراب دیدم خود را
دریا گشتم، حباب دیدم خود را
آگاه شدم غفلت خود را دیدم
بیدار شدم به خواب دیدم خود را...


روزهای اول  سال به بیداری بیاندیشیم، خوابیدن بس است!


-------------------
پی نوشت: کاش خواب باشیم نه اینکه خود را به خواب زده باشیم.

   + یاس حسینیه - ۱:٢٥ ‎ق.ظ ; شنبه ٥ فروردین ۱۳٩۱

شنیدن موسیقی و تکثیر آدمها:

حسبی الله

بی مقدمه می خواستم یه چیزی بنویسم! مدتیه که این مطلب تو ذهنمه و تا ننویسم آروم نمی گیرم.در واقع نوشتن کشتن کلماتیست که تو ذهنمون رژه می رند و تا اون کلمات رو نکشی ذهنت برای پرداختن به مسائل دیگه باز نمیشه.

یه چند وقتیه یه کار جالب می کنم! که خوشم اومد اینجا بنویسمش. دوستانی دارم که علاقه ی خاصی بهشون دارم و برای من که معلمم از این رابطه های دوستانه زیاد شکل می گیره، مخصوصا بین من و شاگردهای قدیمم.

اغلب به یه موسیقی که گوش می کنیم یسری تصویر تو ذهنمون شروع می کنند به رژه رفتن و بعضی از ترانه ها دقیقا آدم رو یاد کس خاصی می ندازه و با هر بار گوش دادنش خاطره های اون آدم تو ذهنمون تداعی می شه.البته یکی از خاصیت های موسیقی و شعر و ترانه همینه.

چند وقته که وقتی پیش دوستهام که می رفتم ازشون می خواستم بیشترین آوایی رو که گوش می دن برام بلوتوث کنند، اولش یه جور بازی بود می خواستم که از روی آهنگهایی که گوش میدن کمی به طرز فکرشون پی ببرم و علاقه هاشونو سبک و سنگین کنم اما کم کم این بازی یه جورایی احساساتم رو درگیر کرد.

کم کم تبدیل شد به آواهایی که گوش می دن و یاد من می افتن، مهمترین خاصیت این کار اینه که وقتی اون آهنگها و شعرشون رو گوش می دم به ارتباط ذهنی ای که دوستم با من داره بیشتر پی می برم و گوش دادن به اون آواها یه جورایی لذت بخشه.البت جدا ازینه که من اون آواها رو می پسندم یا نه. در کل بیشتر مضنون شعرهاست که برام مهمه.

حتما این کار رو بکنید اینجوری به یه سری راز درمورد خودتون پی می برید، و وقتهایی که احساس می کنید کسی دوستتون نداره، گوش دادن به اون ترانه ها امیدوارتون می کنه به زنده گی.

من اسم بعضی از اون آهنگها رو می نویسم که برام یادگاری بمونه و اگه سالها بعد احساس کردم که دوستی ندارم، با گوش دادن به این آهنگها به یاد بیارم که زمانی کسانی بودند که دوستم داشتند.

1- آهنگ الکی - سیاوش

2- آهنگ فرشته  - سیاوش

3- من و تو بارون - احمد ماهیان

4- اگه یه روز - فرامرز اصلانی

5- نیستی - خواننده مجهول!

6-نبش قلب - مازیار فلاحی

7- یه راهی پیش روم بذار- 7بند؟!

--------------

پی نوشت 1: سال نو مبارک.

پی نوشت 2: اینم نوایی که من خیلی گوش میدم

   + یاس حسینیه - ٢:٢۸ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۳ فروردین ۱۳٩۱