خونه


وبلاگ شخصی , خاطرات , نظرات

بعید از منی:

حسبی الله

حسبی الله

بالاخره بعد از 50 روز گچ پایم را باز کردم و باید تا اواخر آبان ماه یعنی چهارماه دیگه پایم در آتل باشد! بعدش انشالله خوب می‌شود. فعلا که درد مزمنی داره و گاهی هم که راه می‌رم درد می‌گیره.

-------

ماه شعبان هم داره تموم میشه بدون اینکه لحظه‌ای درست درکش کرده باشم و رمضان شریف از راه میرسد. انشالله لایق دیدار شویم.

-------

   + یاس حسینیه - ٤:٥۳ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩۱

روز میلادت مبارک آقای مهربانی‌ها:

حسبی الله

 

ای نـام تـو بـخـشـیـده بـخـشـنـده اقـسـام

اقـسـام مـکـارم را بـخـشـی اسـت از آن نام
از امــر تــو و نــهــی تــو گــردون و زمــانــه یـکـسـو نـکـشـد گـردن و بـیـرون نـنـهـد گـام
بـی قوت رای تـو خـرد نیسـت مگر سست بـی آتـش طـبـع تـو هنـر نـیسـت مـگـر خـام
جـز هـیـبـت تـو تـنـد فـلـک را نـکـشـد نـرم جـز حـشـمـت تــو پــیـر جـهـان را نـکـنـد رام
بــا بــاده بــود لــهـو تــو را پــنـجــه نـاهـیـد بــا حـربــه بــود عـون تــو را قـبــضـه بــهـرام
بــی نـام تــو در هـیـجــا بــران نـبــود تــیـغ بــی یـاد تــو در مـجـلـس گـردان نـبــود جـام
احــکــام تــو را دســت دهـد مــایـه انـجــم تــا طــالــع تــو ســود کــنــد مــایـه احــکــام

مسعود سعد سلمان

 

پوستر با کیفیت اصلی 1900*1387 پیکسل

هم منتظر و طالب مهــدی هستی

هم یاور و هم نائب مهدی هستی

عمری اگــــر از تــو دم زدیم آقاجان

چون راه رسیدن به مهدی هستی

شعر از: آقای یاسر

   + یاس حسینیه - ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٤ تیر ۱۳٩۱

من و مینا و سکوت:

حسبی الله

 شبیه آدمی شده‌ام که با مینا حرف می‌زدم.

این روزها شبیه آن،من شدم. من آن شدم که آن موقع می‌شدم. من با مینا حرف می‌زدم و او سرش را کج می‌کرد و به رویم می‌خندید و چیزی می‌گفت که هیچ کس نمی‌فهمیدش، جز من که مقابلش نشسته بودم.

من راز چشم‌هایش را می‌خواندم نه حرف‌هایی که می‌زد و هیچ کس نمی فهمیدش را -مینا دخترک دردمندِ من-

امروز عصر دلم ناگهان برایش تنگ شد، و نمی‌دانی که چقدر تنگ.سالهاست ندیدمش احتمالا باید 16-17 سالش شده باشد.

آن موقع‌ها دست‌های نحیفش را می‌گرفتم در دستم و نوازش می کردم، اوایل دست‌های سردش را می‌کشید عقب، نمی‌توانست  گرمای دست کسی را در دستش تاب بیاورد، یاد نگرفته بود از هیچ دستی. من اما با حوصله باز دست‌هایش را می‌گرفتم در دستم و برایش نقاشی می‌کشیدم روی آن و بعد بازی بازی دستش را با ورق آشنا کردم و با قلم.

و او خط‌های عشق را رد انداخت روی برگه‌های سفیدِ خط‌دار. همیشه محو نگاه او بودم، و آن لبخندی که  جهانی را در دلم لبخند می‌کرد. نگاهش که می‌کردم دلم می خندید... اما وقت‌هایی که نمی‌خندید عمق چشمانش دردی داشت که از ریشه آدم را می‌سوزاند، و نه تو و نه هیچ کس دیگر اینهمه در چشم‌های او آتش نگرفت که من.

و این اواخر وقتی می‌دیدمش دست‌هایش را می‌کشید روی صورتم و نوازشم می‌کرد... دست‌هایش گرما گرفته بود! حس مهربانی داشت. مقابل مینا من کم می‌آوردم از غم، از لب‌خنده، از درد، از سکوتی که همه‌اش حرف بود و هی زیاد می‌شدم از عشق... انگار کسی درون من تکثیر می‌شود. اصلا من خواندن سکوت را از مینا آموختم. خواندن دل را و خواندن چشم را و خواندن راز گرمای دست‌ها را هم... اصلا نمی‌دانم چقدر از مینا آموخته‌ام.

و هیچ‌کس نمی‌داند مینا چه معلم بزرگی بود.

این‌روزها باز سکوت می‌خوانم، دل می‌خوانم، چشم می‌خوانم

و گرما را از دست‌هایی که هرگز نمی‌گیرمشان.

عکس‌نوشت: بچه‌های ایزوله - مینا همان لبخندبزرگِ سمت قلبتان است!

مینا دخترکی بود که ناپدری‌اش به خاطر اینکه مشکل داشت، پنج سال در زیر زمین خانه‌اش حبسش کرده بود. وقتی پلیس او را از زیر زمین بیرون آورده بود دیگر نه حرف می‌زد نه می‌خندید، فقط هر وقت صدای گربه می‌آمد گوش‌هایش را می‌گرفت و می‌لرزید... مینای بی‌نوای من... در زیر زمین با گربه‌ها و خواهرش زندانی بوده

– از بچه‌های بهزیستی که بعد به  مجتمع ایزوله منتقل شد- من هم در بهزیستی کمی با او بودم هم در ایزوله، آذر تعلیمش می‌داد و من نظاره می‌کردم.

-----------

پی‌نوشت: باید یک روز هم در مورد آنا بنویسم.

وایــــــــــــــــــــــــ چقدر دلم برای بچه‌های ایزوله تنگ شده، برای رفتن و بوسیدن و در آغوش کشیدنشون و بازی کردن باهاشون... دلم برای عشق‌بازی تنگ شده.

   + یاس حسینیه - ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۸ تیر ۱۳٩۱

حسینیه دل:

حسبی الله

روی دیوارهای حسینیه نوشته بود:

این همه چراغ و نور و ریسه توی شهر

.

.

.

من دلم لک زده برای آفتاب روی تو...

------

اما یاس حسینیه دلش لک نزده بود! دلش گرفته بود از این همه فاصله‌ی دور و فاصله‌ دیر...

دلم خوش نمی‌شود به این ریسه‌ها...
دلم به این چراغان‌های رنگی خوش نیست، دلم با این همه ساز و آواز که پیچیده در تن شهر نمی‌رقصد.
کمی
دلم به شراب شرب‌های نذری‌ات مانده است و آرزویی بزرگ که از حجم من آنقدر بزرگ‌تر است که وقتی به آن فکر می‌کنم پاره‌پاره می‌شوم.
نه آفتاب رویت را می‌خواهم و نه مهتاب‌ چشم‌هایت را فقط
نه عبایت را می خواهم و نه بیرق دوشت را فقط
نه شادمانی تو را می خواهم و نه دعا کردنت برایم را فقط
نه سرباز تو بودن را می خواهم و نه شهید شدن برایت را فقط
راستش را بگویم آقا!
من همه‌ی تو را می‌خواهم؛ آفتاب و مهتاب و عبا و بیرق و شادی و دعا و سربازی و شهادت را.
من همه‌ی تو را می خواهم.

بخدا اگر شهید نشوم، آبرویم می‍رود...

-------------------------

دنباله‌نوشت:

- حسینیه‌ی دل را بخوانید.
- هدیه‌های دسک‌تاپی پایین را هم ببینید، دوست داشتید دانلود کنید.

   + یاس حسینیه - ٤:٢٦ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٤ تیر ۱۳٩۱

هدیه‌ای برای اینروزها:

حسبی الله

طرح دسکتاپ:

دعای فرج: الهم کن لولیک...

دسکتاپ سایر مانیتورهای استاندارد: 768*1280

دسکتاپ سایز مانیتورهای کشیده(لپتاپی): 768*1366

 هزینه دانلود دو صلوات بر محمد و آل محمد عجل الله

 

طرح دسکتاپ:

دعای فرج: الهی عظم البلا...

دسکتاپ سایز مانیتورهای کشیده لپ‌تابی: 901*1600

هزینه دانلود: 2صلوات بر محمد و آل محمد

------------------------

مارا به جبر هم که شده سر به زیر کن

خیری ندیده‌ایم از این اختیارها...

#حضزت مهدی عجل الله #دعای فرج #دسکتاپ 

   + یاس حسینیه - ۳:٤۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳ تیر ۱۳٩۱

بیا صاحب این بیرق و این مجلس و این جشن تویی:

حسبی الله

سلام یوسف در چاه...

میشه آیا مرا با خودت زیر رکابت ببری؟

بخدا در هوس دیدن رویت دل من تاب ندارد...

تو کجایی، تو کجایی شده‌ام باز هوایی.

--------------------

آقا دلم گیر است به دلی
دستم گیر است به دامانی
چشمم گیر است به دستی
آقا
دلم گیرتوست و دستم به دامانت و چشمم به دستت
مرا مگذار و مگذر

--------------------

پوستر فوق در اندازه‌ A3 با کیفیت 300dpi طراحی شده، میتونید از اینجا با ذکر دو صلوات دانلودش کنید.با تشکر ازدوست عزیزی که در تهیه این پوستر کمکم کردند.هر کس هم فایل لایه بازش به دردش می‌خوره بفرماید ایمیل کنم.

#پوستر #حضرت مهدی #ولادت #امام زمان #حدیث

   + یاس حسینیه - ٢:۳٥ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٠ تیر ۱۳٩۱

حج الحسین:

حسبی الله

سعی بین حرم حسینعلیه‌السلام و حرم عباسعلیه‌السلام می‌کنم.

طوافم را دور قتلگاه می‌کنم.

اینجا مقام دست‌های بریده است

نمازم را به آن اقتدا می کنم.

   + یاس حسینیه - ٥:۳۱ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٥ تیر ۱۳٩۱

اعیاد شعبانیه مبارک

حسبی الله

تصویر با سایز بزرگ

هزینه صلوات بر محمد و آل محمد

   + یاس حسینیه - ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ ; جمعه ٢ تیر ۱۳٩۱

بی‌بی و منوتو:

حسبی الله

از شادی وصل باید سرخوش بود و سرمست، به جهان باید فخر فروخت که ساعتی چند با کسی زیسته ای که دوستش داشته ای و جهانی خمار تو شود و تو خمار یار.
بیایی حرم و رقصت بگیرد از بودنش.
کم نیاوری، که تازه باید زیاد شوی از عشقی که به همه تعلق دارد.
آب گوارا خوردن از دستان بی بی آدم را سر عشق می آورد.
تب هم داشته باشی و سر عشق بیایی ببین جهان چقدر کم است برای وسعت تو. زانوی غم را بگذار برای جدایی‌ها نه وصل که حالا نوبت عاشقییت و ضیافت وصل است، بخند...
نبینم غم انگیز شود روزگارت که به عشق تو شک میکنم. نگذار جنونت به بیراهه بکشدت‌‌، این جنون باید تو را بالا ببرد بلکم بیشتر از آسمان که آسمان حقیر است در مقابل عشق، که تاب و تحمل عشق را نداشت و خدا قرعه به نام تو انداخت که در روزی مجهول به این دنیا بیایی و جهانی را از جهلِ بی‌عشقی برهانی.
به آسمان و حقارت آن در مقابلت ایمان بیاور که سرشار بودنت از عشق انتهای ناب بندگی خداست.

من به تو و به این بندگی‌ات ایمان آورده ام و عشقت را باور کرده ام.

پی‌نوشت: زیارت چند روزه‌ی بی‌بی همه‌تان را دعا کردم.

 

   + یاس حسینیه - ۳:٠٧ ‎ب.ظ ; جمعه ٢ تیر ۱۳٩۱