خونه


وبلاگ شخصی , خاطرات , نظرات

معلم های ۲۰۰۴ :

 حدیثی هست که میگه : زکات علم آموختنه! اما الان دیگه آموختن جای زکات علم شده حساب و کتاب و دو دوتا چارتا......

من خودم از اون دسته آدمایی هستم که هر چی برای یاد گرفتن خرج کنم خسیسیم نمیاد و بازم خرج میکنم و عقیده دارم که ثروت باید از پول تبدیل بشه به علم.

در واقع همه ی آدما معلمند. ولی بعضی از آدما یاد دادن رو کار و پیشه ی خودشون قرار دادن و در اصطلاح فقط به اونا می گن معلم.

معلم وظیفشه که به کسی که علم آموزه درس بده. بدون چشم داشت هیچ پاداشی.

این روزها تنها پاداش پوله.

معلما هم برای گذران زندگی مجبورند که پاداش قبول کنند!!!

اما! پاداش 4 ساعت تدریس با حقوق یک ماه یک کارگر ساده باید برابری کنه؟؟؟

همه ی معلما هدفشون آموزش دادنه؟؟؟

من شک دارم.

می دونم با این حرفا خودم و شغل معلمی شاید زیر سوال بره... اما خوب این سوال برام مطرح شد! و من ترسیدم که شاید هدفم عوض شده باشه!! مثلا از آموزش دادن رفته باشه روی کسب در آمد..... این سوال وقتی پیش اومد که یکی از آشنایان مطرح کرد که قیمتی که برای 2 ساعت تدریس خصوصی دریافت می کنه تقریبا دو برابر قیمت کل کلاسهاییه  که در محل آموزشگاه ما از بچه ها برای یک ترم کامل (15 ساعت آموزشی –هر ساعت آموزشی 45 دقیقه است-) دریافت میشه!!!!! و درست در همون لحظه مخم هنگ کرد.

از قدیم الایام معلم ها همیشه زندگی ساده داشتن و هیچ وقت چشم به مال دنیا ندوختن. البته این مساله برای معلمای لِو ِلِ پایین(low Level) بوده! معلمهای 2004 مدلشون تغییر کرده لِو ِلِشون رفته بالا(High Level) ! و فکر کنم که دیگه من هم Game Over شدم..... .... ... .. . از بازی Out شدم بیرون!

<<< خدا رو شکر >>>

 

 

   + یاس حسینیه - ٤:٢٥ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳ امرداد ۱۳۸۳