خونه


وبلاگ شخصی , خاطرات , نظرات

تولد...تولد....تولدش مبارک!!

حسبی الله

لم یلد و لم یولد


سلام بر همه دوستان
اینبار از برج اومده ام پایین و اومدم تو خونه!! چه جوری؟؟ چه جوری نداره !!
آخه اولاً خونه خودمه و به شما مربوط .... ثانیاً تولدمه!
خب آخه ما هم دل داریم. اونم از نوع بزرگش. راستی نگران نباشید حواسم به برج دیده بانی هم هست تازشم به زودی برمیگردم اون بالا فعلنه تو مرخصی ام.
چی؟ لحن صحبتم؟ برای این عوض شده که اومدم مرخصی اونم از نوع استحقاقی!! آخه تشویق شده ام. از طرف کی نداره معلومه دیگه. از طرف یاس!! خب دیگه بقیه خوش مزه بازی هامو بزارم برای یاس آخه امروز تولدمه...

این یوسف که از بالای برج اومده پایین کیبورد رو از چنگ من در آورده و زده زیر آواز ... نه! نوشتن. امروز تولدشه میدونید چی گرفته! یعنی میخواد بگیره مامان من میخواد بهش یه قوری بده!! خنده داره نه؟ خیلی مامان با حالی دارم!!!!
راستی دیروز یوسف یه چند قدمی راه رفت ولی زانوهاش ضعف کرد و زود دوباره خوابید روی تختش. از صبح که بیدار میشه! میخوابه تا شب که میخوابه!!!!! همش خوابه.

خوب اگر هدیه ای تبریکی چیزی دارید حتما بدید یوسف خوشحال میشه!

   + یاس حسینیه - ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢ آبان ۱۳۸۱