تو هیچ می دانی ایزوله یعنی چه؟
یادت هست روزهای ماه رمضان رفته بودم به آخر دنیا؟
جایی که بچه های ایزوله را نگهداری می کردند؟
جایی از جاهای دنیا هست که آدم هایی که آدمها امیدی بهشون ندارند را می فرستند آنجا. آنجا آخر دنیاست. انگار دقیقا در همان نقطه، دنیا کوچک و کوچک شده تا به اندازه ی یک اجتماع کوچک از آدمها در آمده
آدمهایی که از دنیا قیچی شده اند و انگار در یک جزیره در وسط مثلت برمودا زنده گی می کنند. جایی که هیچ بنی بشری نمی داند آنجا کجاست.
یک بار آن هم تنها چند دقیقه بیشتر به آن دنیای ایزوله ی آدم ها وارد نشدم. اما هرگز آن تصاویر مبهم و دل پر پر کن را از یاد نبردم. آذر (همان که همه دوستش دارند) هر هفته به آنجا می رود و با بچه های گنگ کار می کند.

حالا که مدرسه تمام شده و دیگر کلاسی ندارم. می خواهم با آذر بروم و آدمهایی که به قول ما اینترنتی ها از دنیا ایگنور شده اند را در لیستم اد کنم.
در اد لیست من علاوه بر فاطمه هایم (شاگردانم) کسان دیگری هم هستند که هیچ وقت از آنها حرف نزدم. اگر توانستم گاهی اد لیستم را برای شما رو می کنم!!!! آدمهایی در این دنیا زنده گی می کنند که تنها با یک لبخند جان می گیرند و تنها با یک اخم جان می بازند.
در نگاه هایمان تجدید نظر کنیم.


