خونه


وبلاگ شخصی , خاطرات , نظرات

چند ثانیه فکرشو بکنین...

مرکز ایزوله بهزیستی جای دوری نیست اما همونجا برای آدم آخر دنیاست.

خدا نکنه که بچه ای مشکل مغزی یا جسمی داشته باشه و والدینش از نگهداریش شونه خالی کرده باشند و مراکز بهزیستی از نگهداری اون بچه به ستوه اومده باشند! چون در اون حالت بچه پاس می شه به مرکز ایزوله.

تو مرکز ایزوله بچه ها نگهداری می شند. حدود 300 نفر یه 20-30 تایی کمتر یا بیشتر ! البته زیاد فرقی نمی کنه چون با بچه ها فله ای رفتار می شه! البته از حق نگذریم بهزیستی کارهایی جهت آموزش بچه ها داره: کلاس بازی 10-12 تا بچه ی کند ذهن که مربی فقط بازی بچه ها رو تماشا می کنه.

کلاس قالی بافی: 8-7 تا دار قالی رو با بچه ها ، 15-10 نفری به طور اشتراکی  می بافند و به حق زیباست.

کلاس سرود: 15-10 تا بچه ای که قدرت حفظ کردن دارند یا هم سرود می خوانند. مربی هم ارگ می زند بار اول حضورم در این کلاس اشکم را در آورد.... بچه ها در مدح مادرشان سرود می خواندند و من ته چشمهایشان غم را می دیدم.

شاید کلاس های دیگری هم باشد مثل ورزش و یا سواد آموزی که یک خانم داوطلب مثل من 1 شنبه ها می آید و به چند نفری سواد یاد می دهد. خلاصه تعداد این بچه هایی که در کلاس آموزشی می آیند شاید به 40 نفر برسه. بهزیستی سالی یکبار بچه ها رو مشهد و شمال هم میبره البته فقط 30 نفر از بهترین بچه ها رو. یعنی از هر 10 نفر 1 نفر! و بقیه ول معطل!

این بچه ها(البته بهتره بگم افراد! چون از بچه های کم سن تا بزرگسالان و حتی کهنسالان بالای 50 سال هم هستند) به خاطر اینکه مشکلات رفتاری و یا عقب موندگی های ذهنی و یا جسمی دارند در اجتماع پذیرفته شده نیستند. یک جورایی کمتر خیرین سراغ اونها میان. کمتر براشون مهمونی و یا اردو ترتیب می دن و کمتر از کم و یا اکثرشون هیچ وقت از مرکز خارج نمی شند!!!! و این یعنی فاجعه...

چند ثانیه فکرشو بکنین از صبح تا شب و شب تا صبح سالها در یک اتاق 10-20 نفره بخوابی، پاشی، صبح صبحونه بخوری... چند نفر که بهترن برن کلاس های آموزشی دوتا ساختمون اون ور تر، اما تو فقط اجازه داشته باشی روی موکت جلو ساختمون خودت بشینی و رفت و اومد آدم های تکراری رو نگاه کنی و بیسگوییت سق بزنی بعد بری ناهار خوری و برگردی و یه چرت و یه تلوزیون و اگه بچه زورگوها گذاشتن به نواری گوش بدی. بعدم شامت رو خورده نخورده بری رو تخت چشماتو به هم فشار بدی و آرزو کنی که فردا شاید بتونی یه کار جدید انجام بدی یا مرده باشی!

(این مطالب نظر و اطلاعات شخصی است و قابل استناد نمی باشد.)

   + یاس حسینیه - ۳:٤٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٦ تیر ۱۳۸۸