خونه


وبلاگ شخصی , خاطرات , نظرات

وبلاگ نویسی به روش نوین!!

حسبی الله

سلام
حالتون؟ احوالتون؟
از اینکه اینقدر تنهایی های یاس رو تحویل گرفتین ممنون. خیلی ممنون.
راستی ۴ شنبه رفتیم خونه پوریا دیگه از شیرین کاریهای اونجا ننوشتم! به خاطر آبرو بماند!
انشاالله هم ۵ شنبه میریم جمکران اینم دعوتنامش.
هر کی دوست داره بیاد باید به پوریا یک ایمیل بزنه تا دوشنبه هم بیشتر وقت نداره! عجله کنید. از سفر جا نمونید.

نمیدونم چرا چند وقته که دوباره مد شده که یکی یکی بچه ها برن یکی با خداحافظی یکی بدون خداحافظی! یکی با دلیل یکی بی دلیل. این هفته ۵-۴ نفر رفتند البته یکی دوتاشون برگشتند!
با یک نفر صحبت میکردم. اون میگفت که بچه دارن کم میارن! یه مدت مطلب مینویسند بعد دیگه مطلبشون ته میکشه مگین من رفتم!!
ولی من اینو قبول ندارم! آدمی که حرف دلش تموم بشه حتما مرده.
آدم زنده همیشه یه حرفی برای زدن داره.

اکثر وبلاگ نویسها به وبلاگهاشون معتاد میشند. یعنی هر روز یک بار تا ۱۰۰ بار بهش سر میزنن حتی اگه مطلبی نداشته باشند که بنویسن. میان ببینن چه خبره پیغام دارن؟ ندارن؟ کی اومده؟ کی نیومده؟
بعد هم شروع میکنند به بازدیدها رو جواب دادن!!
آخر شب هم که میشه ۱۰ نفری میریزن توی مسنجراشون شروع میکنن به چت کردن!‌ دعوا میکنن! جک تعریف میکنن!!! اونم کمه کم ۳-۲ ساعتی وقتشون رو میگیره.

این میشه که از کار و زندگی می افتن!! بعد از یه مدت میبینن که آره هم از درس افتادن هم از کار هم از زندگی .....
بعد یک دفعه تصمیم میگیرن که برن! میگن این وبلاگ منو از کار انداخته!!!

باید یک کم تجدید نظر بشه!‌ نه.....
------------------
راستی امروز میخواستم در مورد یکی از دوستای یوسف بنویسم. ولی چون این یوسفِ سه نقطه!! رفته راپورت منو داده! من هم منصرف شدم!!!!!

   + یاس حسینیه - ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٥ آبان ۱۳۸۱