اندکی صبر...
اندک اندک جمع مستان میرسید
----------------------
دلمو گره زدم به پنجرهات دارم میام.
وقتی یهو دعوت میشی به جایی که همیشه دوست داری بری خیلی دلچسبه.
--------------------------
این روزها تو مود اینترنت نیستم.
-------------------------
از دست دعواهای این دوتا حوصلهام سر رفته! معلوم نیست میخوان با هم زندگی کنن یا نه!
------------------------
امسال دوباره بعد از ۵ سال با مدرسه میرم اردو مشهد.
-----------------------
بالاخره فهمید من قابلیتهای زیادی دارم!
----------------------
قراره کلاس نقد و نویسندگی برای بچههای سوم انسانی بذارم. آخه به کامپیوتر علاقه ندارن.
---------------------
عید داره میاد. هنوز آماده نیستم.
--------------------
وصف حالی بی حال!
+
یاس حسینیه - ٢:٢٢ ق.ظ ; شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۸


