دل نوشت شعبان ماه خوب توست:
اعیاد شعبانیه شده و دلم چراغان... به امید اینکه پا بذاری تو دل من.
دلم مناجات شعبانیه میخواد. دلم میخواد روبروی در خونهت بشینم و داد بزنم... من به سوی تو گریختهام.....
حالا گیر کردهام اینجا. وسط شهر بزرگ بی قانون و مدام دلم مثل آونگ ساعتهای قدیمی این ور و اون ور میشه، پشت چراغ قرمز میمونه و گاهی بی اجازه رد میشه.
مدام دلم چراغهای سبز رو دنبال میکنه اما گاهی ازشون جا میمونه.
ای خدا...
توی این شهر بزرگ دل من تنها به گریختن خوشه... گریختن از این شهر و آدمهاش. گریختن از خیابانهای بی نشان و تنها بلندترین خیابان این شهر است که من را به تو میرسونه.
همان خیابان بلند که از مسافر پنجشنبههایم شروع میشه و به ایستگاه قطار ختم میشه. یک روز از همین خیابان که ساکنش هستم به ایستگاه قطار میروم و از شهر بزرگ میگریزم.

تصویر را با اندازه بزرگتر ببینید
----------------------
دل نوشت:دلم برای امامزاده صالح تنگ شده. من را یاد برادرش و جمکران میاندازد.
دل نوشت بعد: مشهد یادتون کردم.
دل نوشت آخر: دلم تنگه... دلم تنگه... دلم تنگ
تصویر نوشت: روزیم نشد زیارت عاشورا رو برای تولدشون تموم کنم. این پوستر رو هم دیر آپلود کردم. انشالله مقبول افتد. با تشکر از مسافر کربلا. هزینه دانلود تصویر هم
یک صلوات برای تعجیل در ظهور امام زمان.



