خونه


وبلاگ شخصی , خاطرات , نظرات

هوالرازق

تا حالا به این واضحی خودم رو محک نزده بودم که  چقدر به این جمله "هوالرازق" ایمان دارم.

سالها در مدارس مختلف کار کردم و برای حقوقم بحث یا اظهار نظر نکردم و برای کارم قیمت تعیین نکردم. معتقدم که تدریس شرف و شانی داره که قابل قیمت گذاری نیست. تا بار آخری که برای اولین بار در طول سالهای تدریس در مورد حقوقم حرف زدم و البته بعد از اون هم دیگه مدرسه نرفتم!

همیشه از اینکه در بعضی از مدارس بین معلم ها فرق های نجومی میذاشتن ناراحت می شدم اما هیچ وقت به روی خودم نمیاوردم. تو مدرسه ای کار می کردم که معلم پروژه اش  حتی نرم افزارهای ساده ی گروه آفیس رو مسلط نبود و نمی توانست ایرادات بچه ها را برطرف کند و  بچه ها به جای زنگ پروژه، زنگ کامپیوتر پروژه هاشونو کامل می کردن. اونوقت همون معلم چون نور چشمی مدیر و موسسین بود 4 برابر من حقوق می گرفت، منی که همیشه می ذاشتم حقوقم رو دیگران تعیین کنند.

فعلا دارم برای خودم کار می کنم. یک سر رسید طراحی کردم به اسم "نقش زمان" که نقش های برگه هاش رو خودم زدم ، جلدش هم چرم طبیعیه و کار دسته، طرح هاش رو هم من زدم و تو اجراش یه دوست خوب به اسم رها دارم که کمکم می کنه، البته یه مدتی هم ژوپی کمک کرد.

با یک ماه تاخیر تازه دارم کار رو میفرستم بره چاپ خونه، تو این مدت استرس زیادی داشتم که اجرای تقویمم خوب می شه یا نه! فروش میره یا نه! دیگران می پسندند یا نه!

تاحالا کاری نکرده بودم که برام این چیزاش مهم باشه، همیشه می گفتم خودم و خدا راضی باشیم بسه بقیه مهم نیست! الان یه گزینه دیگه هم وارد شده به اسم مردم!

حالا باید روی کارم قیمت بذارم! و این سخته.

یوسف با قیمتهای من مشکل داره و میگه زیاده! آخه خودش کار نمی کنه که ببینه چقدر زحمت داره. کار با چرم خیلی سخته فکرشو بکنین پوست گاوه! گاوی که با میخ و چوب می زنندش ککش هم نمی گزه!

خلاصه یکی از دوستان چند شب پیش زنگ زد که نمونه ی کار شما رو دیدم که خیلی قشنگِ و جلدش جیره، قیمتش هم نصف قیمت کار شماست! در ضمن محل فروشش هم همون جاییه که شما می خواید کارتونو برای فروش بذارید!!!

اولش اصلا ناراحت نشدم ولی یوسف گفت اگه اونا رقیب باشند، بهتره که امسال تقویمت رو چاپ نکنیم آخه خیلی دیر شده و طرحت حروم میشه بذار برای سال بعد.

احساس کردم زحمتم همه بر باد رفته و این همه کار همه دود شد رفت. کلی فکر کردم و دیدم که اصلا نمیشه قیمت کار رو پایین تر از این بیارم چون واقعا سودکار کمه و نمی تونم از کیفیت کارم کم کنم که قیمت پایین بیاد چون مواد خامم و ابزار کار همه قیمتش بالاست و من هم کیفیت کار برام خیلی مهمه. پیش خودم گفتم "هو الرازق" اگر روزی من تو این کار باشه هیچکسی نمیتونه جلوی اونو بگیره.

دوست محترم تقویمی رو که خریده بود برامون پیک کرد و دیدیم اصلا شبیه کار ما نیست نه جلدش جیره طبیعی بود نه طرحاش مثل تقویم ما...

اونوقت بود که تو دلم با اطمینان گفتم " هو الرازق"

راستی تبلیغ کار رو می زارم اینجا و اینجا ببینید. اینم دوتا طرح از صفحات داخلی:

شما بودید چقدر پول میدادید که یک تقویم با جلد طبیعی چرمی (جیر، چرم، نبوک و یا پوست) بخرید؟ اندازه اش هم 16 در 16 است. می خوام براورد قیمت کنم!

 

   + یاس حسینیه - ۳:۱۳ ‎ق.ظ ; شنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٩