خونه


وبلاگ شخصی , خاطرات , نظرات

بحث وبلاگی (۲)

حسبی الله

هوالعاشق


ادامه مبحث ‌عشق چیست؟---- موضوع : عشق خیابانی.
این نوشته برگرفته‌ای از وبلاگ خوب و مفید و جدید پدر میباشد. همینجا از پدر تشکر میکنم که اجازه استفاده از این متن را به من دادند. (دوستانی که عجله دارند در خواندن!!! میتوانند قسمتهای پررنگ شده را بخوانند.)

دوست عزيز لحظه اي درنگ كن و جامع تر نگاه كن ...
عشق چيست و هوس كدام است ؟ آيا اين دو باهم برابر و هم معني هستند ؟ آيا جنس مخالف چه مرد و چه زن به هر ابراز محبت و علاقه اي بايد پاسخ مثبت بدهد ؟ آيا عشق با هرج ومرج و بي قيد ارتباطي يكي است ؟ آيا ...؟
عشق در نهاد آدمي گذاشته شده است

دوش ديدم كه ملائك در ميخانه زدند ------------گل آدم بسرشتند و به پيمانه زدند


بسياري از متفكرين اعتقاد دارند فرق بين انسان و ديگر موجودات ( حيوان،فرشته و ملائك) همين عشق است نه تكلم اما...
عشق حاصل شناخت است و هوس حاصل نگاه . آنچه كه فقط با نگاه و در راه ( خيابان، ميهماني ، دانشگاه و ...) بدست مي آيد هوس است شاهد اين مدعا ميزان طلاق در جامعه امروز است چه در ايران و چه در اروپا و آمريكا باور نداريد مي توانيد به آمار منتشره رجوع كنيد .
براي عاشق شدن شناخت لازم است و هرچه شناخت بيشتر عشق عميق تر . انسان چه وقت به درستي عاشق مي شود؟ وقتي به خوبيها مي رسد اما خوبي در نظر افراد مختلف در نظر اول متفاوت است اما در مقام تدبير همه به يك نقطه مي رسند . اولين خوبي ظاهر است و سيما ، ميدانيد كه انسانها از نظر سليقه متفاوت هستند به همين خاطر چهره هاي مختلف براي افراد مختلف جذاب وگيرا است . پس در برخورد اول با سيما و اندام متناسب مجذوب ميشويد و فكر مي كنيد كه يك دل نه صد دل عاشق شده ايد و اين تنها كسي است كه شما را خوشبخت ترين انسان خواهد كرد . اين هوسي بيش نيست زيرا فقط تمنيات جسماني را آرزو داريد ، نمي گويم براي عاشق شدن به چهره مقبول نياز نيست اما خواهيد ديد كه اين در درجه اهميت پائين تري قرار دارد ؛ آنچه كه مهمتر است سيرت، باطن و خلقيات نيكو است . سيرت نيكو را همه دوست دارند خيلي ها به صورت زيبا حسادت مي كنند اما كمتر به خلق و سيرت نيكو حسادت مي كنند. سيرت نيكو را هم بايد تعريف كرد تا در لفظ با هم تقابل نداشته باشيم.
سيرت تمام نمادهاي باطني يا دروني انسان است كه بر عكس ظاهر شناخت آن مشكل است.
...ما انسانها مي توانيم براي خودمان نقابي انتخاب كنيم و ديگران را اقفال كرده و خود را به آن شكل معرفي كنيم . كنار زدن اين نقاب ( در افرادي كه به چهره دارند ) كاري دشوار است. البته گاهي اين نقاب به صورت بزك (آرايش ) براي ظاهر نيز وجود دارد كه مي توانيد بر چهره بسياري ببينيد . گاهي آرايش در حد برجسته كردن زيبائي هاست (در اينجا بحث بر روي صحت و يا رد آن نيست ) و گاهي به صورت بتونه كشيدن ، ايجاد خطهاي دروغين ، رنگ زدن ولعاب هاي تحريف شده و...مي باشد آيا كسي كه بقول قديمي ها هفت قلم آرايش كرده است را مي توان زيبا دانست ؟ يا بايد اين رنگها و لعاب ها را از چهره پاك كند تا تا چهره واقعي او ديده شود و قضاوت كرد . اين آرايش ساختگي براي باطن نيز وجود دارد . براي كنار زدن اين نقاب و پاك كردن اين آلايش به شناخت نياز داريم . خلقيات انسان را مي توان با كلماتي چون ، ادب ،متانت ،خودباوري ،احترام به ديگران (حتي افراد مخالف نظر ما اما نه مخالف عقيده و مهاجم) ، رئفت ،رقت قلب ،پايدار در حق و خضوع در مقابل آن ، ستيز با پليدي ها و تسليم نشدن در برابر آن ، ديگر دوستي و صدها خصلت نيكوي ديگر معنا كرد . كسي هست كه بگويد با اين نيكوئي ها مخالف است ؟
تفاوت در برداشتها است كه اين نيز جزء خصوصيات انسانها است يعني تفاوت نظر.
آيا شما فردي خوش سيما با لباسي آراسته اما بد اخلاق ،خودخواه و ظالم را انتخاب خواهيد كرد؟ اگر شما در كوچه وخيابان ، دانشگاه ،ميهماني و هر مكان ديگر با فردي از جنس مخالف برخورد كرديد مي توانيد در لحظه اول نسبت به او عشق واقعي پيدا كنيد؟ شناخت مرز بين عشق و هوس است . آنرا كه با نگاه حاصل شده هوس است و به همان سرعتي كه بوجود آمده در صورت وصال به همان سرعت از بين ميرود و در اكثر موارد به كينه تبديل مي شود .
براي صحت اين مدعا سري به دادگاههاي خانواده بزنيد و افرادي كه باعشق آتشين ازدواج كرده اند اما پس از قرار گرفتن در كنار هم و پيداكردن شناخت (با كنار رفتن نقابها ) از هم متنفر شده اند و حتي نمي توانند يك لحظه همديگر را تحمل كنند . حال دختر يا پسر با ابراز علاقه از طرف جنس مخالف و دريافت يك شاخه گل و نامه هاي فدايت شوم مي تواند آنرا بپذيرد . در اين صورت دختران زيبا در روز بايد ابراز علاقه چند نفر را بپذيرد و يا پسران خوش سيما و خوش قد و قامت ( مانند شما و دوستانتان ) بايد روزانه به چندين نامه و لبخند پاسخ مثبت بدهند.
اما دختران و پسران فهيم و عاقل چنين نمي كنند ؛و به دنبال هر هوسي راه نمي افتند و آغوش نمي گشايد و دريچه قلب خود را به سوي هر مدعائي باز نمي كند . آنها دنبال شناخت هستند و افرادي را مي پذيرند كه با معيارها و محك هاي (ماندگار و نه زود گذر) مناسب با خوي و منش آنها باشند . اما چگونه بايد به اين شناخت رسيد ؟ .....


هوس يك جرقه است كه در يك لحظه درخشان مي شود سپس به تاريكي مي انجامد
عشق يك شعله است كه هر لحظه فروزان تر مي شود
هوس بعد از كاميابي تمام مي شود و طرف مقابل را مانند دستمال كاغذي....
و عشق درخواستي بيش از بدن است و والاتر از آن بالا ميرود و معشوق را نيز به بالا مي كشد

---------------
فکر کنم الان دیگه فهمیده باشم! که چرا این آدمهای امروزی وقتی که عاشق میشند و فکر میکنند دیگه عاشق تر از اونها وجود نداره، عشقشون رو از دست میدن...... چون عشق اونا یه هوسه. و از این مرحله بالا تر نرفته و به شناخت نرسیده.
اولین گام برای عاشق شدن شناخته ! نه ؟
اينم از قسمت دوم !!!
اگر خدا خواست ادامه بحث در مورد دوستخواهد بود و بعدش هم شناخت دوست....

   + یاس حسینیه - ٥:۱٩ ‎ق.ظ ; شنبه ٢۳ آذر ۱۳۸۱