خونه


وبلاگ شخصی , خاطرات , نظرات

دیدگاههای دوستان از --- عشق و دوستی ---

حسبی الله

این بار من همه اونهایی که به نوعی در این بحث شرکت کردند و نظری دادند رو نوشتم به همراه نظراتشان... از همتون ممنون و قضاوت با خودتان! خیلی خیلی ازتون ممنونم که نظر دادید قدر یه دنیا...

هدی: عشق صدای فاصله هاست !!! صدای فاصله هایی که غرق ابهامند!!! ... و اینجا آدمها از عشق چه دورند ... به گمانشان عشق همین است که آنها میان صفحات یک کتاب داستان مبتذل می یابند ...
هستی: دوست داشتن از عشق برتر است . عشق یک جوشش کوراست و بیشتر از غریزه آب میخورد و هرچه از غریزه سرزند بی ارزش است ولی دوست داشتن از روح طلوع میکند و تا هر جا که یک روح ارتفاع دارد دوست داشتن نیز همگام با آن اوج میگیرد . دکتر شریعتی
سارا: عشق يعني بي دل و شيدا شدن/ هر شبم با ذكر «او» فردا شدن
علی: داد زد و گفت. موقعی خواهد شد که برای پيدا کردن معنی عشق نميتونی از کسی سوال کنی ؛ بايد اون رو زير خاکستر سياه قلبها پيدا کنی
سعید: آدم تا از خودش آزاد نشه نمیتونه عاشق بشه.. پس عشق نمیتونه خیابونی باشه.. چون تو خیابون آدم از خودش آزاد نیست...
منصور: عشق اگر باشد کسی دلخسته نيست۰
سپیدار: به نظر من احساسي كه بين دو نفر ايجاد ميشه نبايد اسمشو عشق گذاشت نميدونم چيه ولي عشق نيست...عشق يك احساس ذاتيه كه همراه با تولد بوجود مياد مثل عشق مادروفرزندي ... عشق به خدا و...خوب اينم يه نظره ديگه
دلشده: عشق را گوهر ز کانی ديگر است...مرغ عشق از آشيانی ديگر است....
-----------
علی: عشق دنيايی جلوه مختصری است از حضرت دوست که در اکثر مواقع با مداخله شيطانی به بيراهه می رود ولی انجا که او به خاطر او خواستنی باشد و تلقين ووهم رخت بر بندد........آن عشق است
چشمه: ميگين عشق از دانش مياد و هوس از چشم. اينا منو ميترسونه و نگران ميكنه . عشق و هوس از نظر اينكه چجوري پيدا ميشه فرق نداره، بلكه بزرگترين عشقهاي عرفا از يه نظر هم كوتاه تر آغاز شده. مهم اينه كه عاشق چي هستي
ساکنین جنگل شیشه ای: من تقریبا موافق این نظر هستم یعنی تا حدودی ولی درست نمی دونم تا یه چیزی میشه جوامع غربی رو مثال میزنیم و آمار طلاق اول بهتر نیست یه نگاهی به آمار طلاق خودمون بکنیم ؟دوم به نظر من همین بیگانگان مزدور با شناخت بیشتری باهم ازدواج میکنند تا ما ایرانیها و اصولا جهان سومی ها و به همین دلیل با مسئله ای به نام طلاق راحت تر کنار میان و قبول میکنند حتما با من موافقید که شناخت انسان از انسان نسبیست؟ سوم اینکه باید دختر و پسر باید از هم شناخت داشته باشند و این شناخت فقط با دوست شدن با همدیگه بدست میاد و هیچگاه نمی توان دیدگاه سنتی رو با این دیدگاه گره زد.
مرد تنهای شب: بگذار سر به سينه من تا بگويمت / اندوه چيست عشق كدامست غم كجاست / بگذار تا بگويمت اين مرغ خسته جان / عمري است در هواي تو از آشيان جداست
پسر ساکت: عشقی که بخواهد با شناخت کامل شود، عشق نيست! چون عاشق واقعی چيزی غير از معشوق نمی بيند! تمام زشتی های معشوق در ديد عاشق زيبايی است! پس بهتر است بگوييم: هوس، انحراف است. عشق، کافی نيست. و شناخت، تنها راه است!
یانوس: عشق حاصل شناخت است ؟؟؟ نمی دانم شاید اینگونه باشد ولی اعتقاد من بر این است که عشق زاده ارتباط روحی است که هیچ نیازی به ابزار جسمی ندارد فقط به یک روح آماده با قابلیت ارتباط محتاج است
دل تنها: عشق دروغ بزرگی است،اگر تنها با لبها گفته شود
راوی فتح: عاشقان را بگذارید بنالند همه ، مصلحت نیست که این زمزمه خاموش شود
مهدی:عشق مولی کی کم از ليلی بود * محو گشتن بهر او اولی بود *
سوگند: اگه نظر من رو بخوای عشق تلخه . و هر کدوم از عشاق واقعی رو بخوای نام ببری میبنی که به هم به اون وصال زمینی نرسیدن. مثل لیلی مجنون .. شیرین فرهاد ... خسر و شیرین ووووووووو
ایمان: مدتی است از من جز او نمانده وصدايش را اکنون تو ميشنوی دل از عشق برای تو که دغدغه اش را داری ميگويد عشق غرقه شدن در دريای اوست ولی نکته ای اينجا هست و آن اينکه تو بايد از جنس دريا باشی ولو يک قطره تا از جنس معشوق نباشی عاشق بودن توهم است

   + یاس حسینیه - ٩:۳٤ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸۱