خونه


وبلاگ شخصی , خاطرات , نظرات

عشق....

حسبی الله

قابل ذکر است که: من هيچوقت حتي نيم ساعت از کلاسم نزدم که هيچ هميشه جلسه اضافي هم ميذارم.... متن قبلي رو هم وقتي بچه ها در حال تمرين بودند نوشتم ... چون بيکار بودم....خلاصه مهم نيست!! فقط اين توي گلوم گير کرده بود!
حالا برم سر اصل مطلب:
اين روزها موضوع عشق خيلي تو فکرم جمع شده!!! و هر روز عشقهاي جديدي نظرم رو جلب ميکنه. يکي از اين عشقها که خيليها قبولش ندارند عشق بين شاگرد و معلمه.
خيلي وقتها شنيدم که ميگند هيچ عشقي بين شاگرد و معلم پيش نمياد. معلم که داره براي پول درس ميده شاگردهام به اجبار والدين ميشينن سر درس. پس چه عشقي ميتونه بوجود بياد وقتي کششي نيست.
الان داريد فکر ميکنيد چي شده که من چند روزه که همش از معلميم مينويسم!! خوب از شما چه پنهون که...
راستش هفته پيش يه اتفاقي افتاد که خيلي فکرم رو به خودش مشغول کرده! من يه شاگرد دارم که خيلي دوستش دارم. 6 ترم هم هست که شاگردمه و خيلي با هم صميمي هستيم. ولي هيچوقت از خودش حرف نميزد... تا اينکه اون هفته يه نامه داد به من که توش نوشته بود که خيلي تنهاست، و خيلي منو دوست داره. از من خواسته بود که من دوستش باشم!
راستش رو بخوايد من خيلي وقت هستش که متوجه اين موضوع شده بودم. چون هميشه با يه احساس خاصي به من نگاه ميکنه!!! توي اون نامه نوشته بود که همه اين 6 ترم به خاطر علاقه به من اين کلاسها رو اومده ... بابت اين حرف خيلي از خودم خجالت کشيدم...
دختر خيلي شاد و شوخي به نظر مياد در حالي که توي دلش اين حرفها نيست.
---
نميدونم شما هم اينجوري هستيد يا نه! نميدونم تا حالا کسي که دوستتون داره و نگاهتون ميکنه دلتون مي لرزه يا نه! چرا بعضي حا فکر ميکنند که عشق مال دو تا آدم همجنس نيست؟؟ پس عشق بين مادر و فرزند عشق بين پدر و فرزند، عشق بين شاگرد و معلم و بالعکس، عشقي که بين دو نا آدم غريبه بوجود مياد و انا رو به هم نزديک ميکنه! مثلا يه عشق که بين يک بچه و يک خونواده بوجود مياد. که باعث فرزند خوندگي ميشه؟ اينا چين ؟ من که قاط زدم فعلا برم ........

   + یاس حسینیه - ۸:٢٥ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳ دی ۱۳۸۱