خونه


وبلاگ شخصی , خاطرات , نظرات

دعام کنيد .............

حسبی الله

امروز يه روز خيلي خوب بود. خيلي خوب. من امروز فهميدم که :

.................آمدنم بهر چه بود.............


امروز که با خودم خلوت کردم. وقتي که اين همه اتفاق توي زندگيم افتاده همه رو کنار هم چيدم. و با اتفاقهاي الان مقايسه کردم....
ديدم که خدا با من کار داره. فهميدم که از ساخت من يه هدفي داشته. فهميدم که هيچوقت تنهام نذاشته. فهميدم که من بايد برم دنبال همون کاري که خدا چند ساله هي پيش پام ميذاره. چرا اين اتفاقها اينقدر شبيه همند؟؟
خدا جون خودت کمکم کن. که جز تو هيچکسي نميتونه اين کار رو بکنه. خداي من دوستت دارم، دوستت دارم ...........
--------------
من يه تصميمي گرفتم البته قبلنا هم گرفته بودم ولي هي پشت گوش انداخته بودمش. ولي الان ديگه مطمئن شدم که بايد همون راه رو برم.

دعام کنيد. خيلي زياد... دعام کنيد.
-------------
گمنام عروسيش رو راه انداخته... ديدين؟ يا نه؟

   + یاس حسینیه - ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٢ دی ۱۳۸۱