خونه


وبلاگ شخصی , خاطرات , نظرات

يعنی ميری....

حسبی الله


دلم ميخواست براي يکي از دوستان که داره ميره يه چيزي بنويسم.... ولي خب نشد! يعني نوشتما ولي توي وبلاگم وارد نکردم.۲-۳ روزه ديگه ميره. دعاش کنيد. حالا که ميره با دل خوش بره و هميشه موفق و مويد باشه.

مسافر که ميره سفر خودش نميدونه چند تا چشم منتظر برگشتنشه!!
اگه ميدونست سفر نميرفت........




-------------
راستي شرمنده همتونم. ما يه چند وقت در فقر شديد اکانتيم!
البته به خاطر اعتياده .... ميخوايم يکم متعادل شيم برا همين اکانتمون تموم شده و هنوز نخريديم...
اين پرشين هم واويلاست ... عجب آدم رو معتاد ميکنه.... من قبلا روزي حداقل ۳ الي ۴ ساعت فقط در وبلاگستان بودم و وبلاگ ميخوندم! حالا ببينيد که چه سخته برام اين چند روز ولي وقتي اين دوره تموم بشه حتما به همتون سر ميزنم. (عجب تعادلي!!!!)

   + یاس حسینیه - ٢:۱۱ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱ بهمن ۱۳۸۱