خونه


وبلاگ شخصی , خاطرات , نظرات

برای خانم آل طه

حسبی الله


۱۲ اردیبهشت یه روز خاطره انگیز برای همه معلمهاست. مخصوصا ...
یادمه همیشه این روزای سال پر خاطره ترین روزهای سالم بود. یادمه کلاس دوم - سوم راهنمایی که بودیم یه معلم دینی داشتیم که اسمش خانم آل طه بود. من خیلی این معلمم رو دوست داشتم. مخصوصا چشمهای عجیبش رو که پشت یک عینک بزرگ و تیره مخفی میکرد! همیشه دوست داشتم که یه بار از پشت اون شیشه های بزرگ و تیره رنگ چشمهای خاکستری معلمم رو ببینم.
که هیچ وقت میسر نشد !!!!
یادمه یک بار روز معلم برایش یک خودکار هدیه گرفتم. اولش که قبول نمیکرد کلی عز و التماس کردم تا قبول کرد. ۲ روز بعدش اومد در کلاس و صدام کرد!
رفتم دم در کلاس دیدم یک پاکت داد بهم و گفت : «این برای تو!» و سریع رفت. حتی فرصت نگاه کردن به چشمهایش رو نداشتم.
رفتم سر کلاس و نامه رو باز کردم. یه کاغذ ابر و باد بود که برام توش نوشته بود: «عزیزم. از هدیه ات بسیار ممنونم.»
نمیدونید چقدر خوشحال شدم. انگار که بهترین هدیه زندگی ام رو گرفته بودم!‌هیچ وقت سابقه نداشته بود که معلمم به من هدیه بدهد. (البته این هدیه را با جایزه اشتباه نگیرید.) اونقدر خوشحال شدم که به همه بچه های کلاس نشونش دادم و کلی هم پز دادم که نگاه کنید خانم آل طه به من کارت داده.
اون شور و شعفی که اون موقع از دریافت اون هدیه بهم دست داد رو هنوز خوب حس میکنم. هر وقت روز معلم میشه بی اختیار یاد این کار خانوم آل طه می افتم. و اونقدر این رفتارش روی من تاثیر داشته که همیشه سعی میکنم به شاگردهایم هدیه بدهم. مخصوصا در ازای هدیه شان.
گاهی بعضی ها رفتارهایی میکنند که جز عادات روزمرگیشان هست ولی برای دیگران این رفتارها غیر منتظره و گاه خوشایند و گاه هم ناخوشاینده. و همین رفتارها روی رفتار دیگران اثر میذاره.
کاش سعی کنیم که همیشه روی دیگران اثر مثبت بگذاریم.

از همینجا دست خانم آل طه رو میبوسم که مهربانی را یادم داد.

 

   + یاس حسینیه - ۱:٠٥ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸٢