خونه


وبلاگ شخصی , خاطرات , نظرات

روزمرّگی

حسبی الله

سلام!
باز هم صدای قدمهای احساس می آید.....
و باز هم عقل و عشق رو در رو هستند و دست به یقه!
جنگ این دو هّچگاه پایانی ندارد.
------
به گمانم به زودی درگیر روزمرّگیها می شوم.
راه گریزی نیست که من با پای خود و شاکر از لطف خدا به دامانش میروم.
شاید در همین روزمرّگیهایم آرزوهایم خوابیده باشد.
خدایا روزمرّگیهایم را.....
و نمیدانم چه دعایی برای آن روزمرّگیهایم کنم!
شما مرا دعا کنید.

   + یاس حسینیه - ٦:٥۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٧ خرداد ۱۳۸٢