خونه


وبلاگ شخصی , خاطرات , نظرات

روزهای خوب زندگی

حسبی الله

روزها می آیند! و میروند!
من تونستم خودم رو از چنگ اون روزمرگی ِ همیشگی رها کنم.
و الان خوشبختم.....
تا توانستم روزمرگی ها را کم کردم و هر روز روزی نو را آغاز میکنم... و هر روز آدم جدیدی هستم!



به زودی به یک آموزشگاه جدید برای تدریس میروم! و شاید حتی در یک مدرسه ی راهنمایی هم مشغول بشم!
اووووووووَه چقدر کار دارم! شاید نتونم که زیاد به دوستای خوبم سر بزنم و یا شاید یکم از قبل بیشتر در تکاپو باشم ، شاید بیشتر بفهمم که زندگی یعنی چی! و شاید با زندگی های بیشتری درگیر بشم! به هر حال دارم زندگی میکنم! ولی هیچ وقت دست از سر این خونه ی مجازیم بر نمیدارم! هر چی باشه اینجا هم خونه و زندگی دارم! نه؟ اینجا هم یه عالمه دوست خوب دارم و یک عالمه دلخوشی.... به هر حال اینجا و بین شماها دارم زندگی میکنم. و این زندگی شیشه ای رو خیلی خیلی دوست دارم.
راستش خیلی ذوق مرگم که میخوام در یک مدرسه راهنمایی مشغول به کار بشم! چون بچه های 12-13 ساله رو خیلی دوست دارم . مخصوصا دختراش رو. همیشه با بچه های این سنی ارتباطات خوبی داشته ام! شاگردهای این سنی ام رو هم خیلی دوست دارم.
وای خدای خوبم! کمکم کن که موفق باشم.
اینو نوشتم که نگند وبلاگ نویسی تعطیله! نه! از این خبرا نیست... یاس بدون خونه که معنی نمیده !! ولی احتمال میدم اینجا کم کمک بشه دفتر خاطرات! عین قدیما...

 

   + یاس حسینیه - ٦:٤۱ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٠ تیر ۱۳۸٢