خونه


وبلاگ شخصی , خاطرات , نظرات

مسجد شیعیان:

حسبی الله

مسجد شیعیان:

تنها جای مدینه که آرامشی دیگر داشت و تنها جایی که احساس غربتت کم میشد. و ما آنجا نماز مغرب و عشا را گذاردیم.... و چه چسبید! دلنشین ترین نماز سفر در خانه ای محقر در عین حال زیبا در مسجدی که هنوز دولت آنرا مسجد نمینامد! بلکه آنرا مصلی میداند. با این حال تنها مسجد شیعیان است و چقدر  آنجا مردم مهربان بودند و چقدر آنجا در نگاههای دردمندشان آرامش میدیدی.....

شیعیان مدینه اغلب مسکینان مدینه اند اما دهایی دارند که نام خدا را در آنها حک شده

و تنها یادگار ما از آن خانه ی محقر:

 

مسجد شجره:

لبَیک، الاهم لبیک. لبیک، لا شریک لک البیک. ان الحمد و نعمة لک و الملک، لاشریک لک لبیک.

آغاز احرام.

یاس شدن.

سفید شدن.

آغاز آدمیتی که خدا از تو میخواهد. اونجاست که دلهره ی شیرین احرام توی دلت روشن میشه.... اونجاست که میخوای خدا رو صدا بزنی..... همه ی شعف و شیرینی کلامت رو جمع میکنی و با صدای بلند میگی : لبیک...  خدا هم میگه لبیک عزیز دلم...  هیچ وقت نباید فکر کنی که خدا بهت لبیک نمیگه! اونجا خدا به همه ی آدمهایی که حب اهل بیت توی دلشون باشه لبیک میگه....

همه ی آدمها سفیدند عین فرشته ها..... اونجاست که آغاز پاک شدن انسانه، حالا مُحرم شدی به حرم امن الهی انشالله که مَحرم هم بشی. مَحرم به حرم امن الهی.

توی مسجد شجره 100 ها و یا شاید زارها آدم عین خودت سفید پوش و راغب، هست. اونجا عین صحرای محشره که همه فکر خودشونن که درست لبیک بگن، که سنگاشون رو با خدا وا بکنن، که شیطون رو از خودشون دور کنن، همه و همه به فکر خودشونن.

 

 

احرام:

در مسجد شجره که لبیک گفتی میشی مُحر ِم. احرام به حرم الهه بستی و مُحرم شدی.... تنها حسی که میبینی سفیدیه و سفیدی.... سفیدی های در هم گم شده.

حال که مُحرمی باید یک سری کار رو نکنی: نباید دستور بدی، به کسی نباید ظلم کنی ...... در یک کلام باید آدم بشی، باید کمی این دنیا و تعلقاتش رو بگذاری کنار، خودت رو بگذاری کنار... حالا خدا آغوش باز کرده وقتی که همه ی تعلقاتت رو کناری گذاشتی... متحیر خدا بشی و بعد بدویی و بپری توی آغوش خدا  و بعد باز هم از لطف خدا متحیر بشی.

احرام یعنی اون قسمتی از روح خدا که در تو دمیده شده زنده بشه و تو توی خدا حل بشی. احساس کنی که خدا از رگ گردنت بهت نزدیکتره و حل بشی توی خودت توی رگ گردنت، توی خدا......

اونوقت دوست داری که هی بگی : لبَیک.... و اونقدر بگی که صدای خدا رو بشنوی که میگه: لبَیک عبدی... لبَیک.

 

مکه:

آرامش.

جایی که آدم احساس آرامشی نزدیک میکنه، انگار که خدای مهربون هست! تازه اونجا میفهمی که خدا میگه من از رگ گردن به تو نزدیک ترم یعنی چی.... مکه خیلی آرومه و خیلی دلنشین، اونجا دیگه احساس غربت نمیکنی. اونجا آدم همچین راحته که انگار خونه شه. مکه عین یک رویای حقیقیه.

اصلاً حس غربت نداری همش آرامشه...همش.

 

 

مسجدالحرام:

مسجد الحرام آشنا تر از مسجد النبیست، مسجدالحرم خیلی آرومه اما مسجدالنبی صمیمی تره! مسجد الحرام عین یه مکان مقدسه که تقدیسش باعث دوست داشتنش شده ! اما مسجد النبی عین یک مکان دوست داشتنیه که دوست داشتنش بهش تقدیس داده. هیچ جای سنجیدن با هم نیست!! مرا چه به سنجش!

مسجد الحرام خیلی دوست داشتنیه خصوصا طبقه ی دوم آن، شب جمعه آنجا گرم ترین جای مکه میشه! چون خصومت با شیعیان و دعای کمیلشان باعث خاموشیه پنکه هایی میشه که تنها وسیله ی خنک کننده ی مسجده.

حیاط مسجد الحرام اگه اجازه ی نشستن داشته باشی عین اتاق خودته.... توش همچین آرومی که دست داری بشینی و به رویایی دست نیافتنی فکر کنی.

 

   + یاس حسینیه - ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ ; شنبه ۳ آبان ۱۳۸٢