روزمرّگی

سلام!
باز هم صدای قدمهای احساس می آید.....
و باز هم عقل و عشق رو در رو هستند و دست به یقه!
جنگ این دو هّچگاه پایانی ندارد.
------
به گمانم به زودی درگیر روزمرّگیها می شوم.
راه گریزی نیست که من با پای خود و شاکر از لطف خدا به دامانش میروم.
شاید در همین روزمرّگیهایم آرزوهایم خوابیده باشد.
خدایا روزمرّگیهایم را.....
و نمیدانم چه دعایی برای آن روزمرّگیهایم کنم!
شما مرا دعا کنید.

/ 17 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
gholi

روز مرگی دربست بد نيست

علي

ز دست ديده و دل هر دو فرياد / که هرچه ديده بيند دل کند ياد ... بسازم خنجری نيشش ز پولاد / زنم بر ديده تا دل گردد آزاد

oham

خدايا ياسی جون رو در پناه خودت حفظ کن....آمين

ترانه مجهول !!!

خدا نکند خوب من ..خدا نکند که تو هم گرفتار اين روزمرگيهای همه گير شوی ...اين کم اهميت مسايل هميشگی..... خدا نکند ياس خوب من..خدا نکند....! دلم برايت سخت تنگ است برای بودنت برای شبهايی که از ارزشهايی گفتيم که امروز کمتر کسی به آنها بها می دهد.... يادت هست...من تو نيکو مامان فيروزه ....و ... چقدر خاطره ....نخواه که اسير اين روزمرگيها شوی مگر اين خواهر کوچک چند تا ياس دارد که يکی را در روزمرگيها رها کند..نه نه ياس عزيز من نه...بياست و مقابله کن با اين بيماری همه گير ! قربان تو ! خواهر کوچيکه!

T0lo0eE ta FarDa

سلام ياسی مهربون ! ما همه در روزمرگی ها غرقيم ! غرقيم ؟ شايد ! اما چرا ؟ نمی دانيم ! هيچ يک از ما پاسخ اين سوال را نمی دانيم ! اما اشتباه نبايد کرد که آرزوها بی شک جای بهتری برای آرميدن خواهند يافت و نه در روزمرگی های تلخ زندگی ! و بی شک اين طور خواهد بود ! روزمرگی ها هميشه هستند اما ما ... هميشه نيستيم ياسی عزيز ! و همه اين را خوب می دانيم ! وقت تنگ است و ديگر نمی توانم بنويسم ! همين و بس ! در انتظار موعود :نيکو !!!

امیر چرندی

سلام......جالب بود ..........راستی اگه ميخواهی ياد بگيری غذای جديد بپزی بيا پيشم .... يا حق

امير

سلام. قبل از هر چيز از اينكه گفته بوديد : « اتفاقات خوب و بد» خوشحال و ناراحت شدم! ان شاءالله هميشه اخبار خوب بشنويد و حوادث بد از « خونه » تون دور باشه. ... واما... اگر دعاي ما هم شنيده بشه، همينطور كه تا الان دعاتون مي كردم از اين به بعد هم براتون ( يعني براي هر دو تون ) دعا مي كنم...

امير

راستي در مورد قالب هم ممنونم... عجله نكنيد تا پايان برنامه ي سوم وقت زياده!

ناشر

بنام شاهد شهادت شهيدان/// راه حل مصونيت از روزمرگي فقط يك چيز است /// دستمون رو از دست پدر مهربونمون جدا نكنيم /// پدري كه در زندان غيبته، پس چطور ميتونيم دستش رو بگيريم /// با توسل، با دعا براي ظهورش // با نمك نزدن به زخماش // با گناه نكردن // چندي قبل يك بيلبورد زيبا در يكي از ميادين شهرمون ديدم خيلي تحت تاثير قرار گرفتم // نوشته بود « با هر گناه ما، اشكي از ديدگان مولا و صاحبمون حضرت حجت (عج) جاري ميشه» /// باورتون ميشه ما اينقدر نسبت به پدر مهربونمون بي وفايي و جفا كنيم ؟! // من كه هر وقت ميرم حرم آقا امام رضا(ع) خجالت ميكشم غير از فرج آقا چيزي از ايشون بخوام // خيلي بي انصافي و بي معرفتيه اگه حاجت آقامون رو بر حاجت خودمون ترجيح بديم // آقايي كه هميشه به فكر ماست // اگه باور نميكني در معرفتت شك كن // اللهم عجل لوليك الفرج بحق الحسين(ع) /// موفق باشيد و پيروز // به خيمه تازه بر پا شده من هم سري بزنيد /// دعاگوي شما - ناشر - مشهدالرضا - عليه السلام

يك زميني

سلام و ممنون از اينکه سر زديد من هم خيلی وقت بود اينجا نيومده بودم خيلی عوض شده ...مطالب زيبايی بود هميشه آسمونی باشيد