کربلا منتظر ماست بیا تا برویم:

از اول هی می‌گفتم بای پیاده بریم، می‌گفت "نه! سخته، تو پات مشکل داره نمی‌شه"

بعد یکهو راضی شد، یک کاروان خوب پیدا کرد که رفقاش هم ثبت نام کرده بودند و خانم‌ها هم بودند. اسم نوشتیم.

همان روز گفت برو عکس بگیر برای تمدید پاسپورتت، عصر عکس فوری گرفتم و کارهای پاسپورت گیری 3 روزه انجام شد، اما وقتی پاسپورت رسید دستم که یک روز از مهلت تحویل پاسپورت گذشته بود . . .

بعد کلی به این ور وآن ور زنگ زده بود، که شاید بشود که برویم. نشد.

پاسپورتها را گذاشته بود توی کیفش و با خودش اینطرف و آن طرف می‌برد که مبادا جایی جا جور شود و باز پاسپورتها دیر برسند. نشد! دیگر بی خیال شده بود، گفت بیا اربعین برویم مشهد. راستش دلم گرفت، نه که نخوام برم مشهد... نه! اما اربعین، کربلا، پیاده...

جمعه بود و تو فکر برنامه مشهد، دوستش حسین زنگ زد، حرف زد، تلفن قطع شد.

گفت بار سفر ببند پنج شنبه عازمیم...

همین

/ 14 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رهگذر

اینقدر بدم آقا کرب و بلات رام نمیدی...

مامان شهاب

نوشته هاتون برام جذایت خاصی داره از خوندنش لذت می برم

صیاد

بسم سید السادات شما اولین نفر از چندمین قافله ای هستید که این روزها داغ دل را تازه تر می کند. سلام ما را هم برسانید به پاهایی که میان راه خار را سلام گفت و سوزهایی که دین را پیام... اشک.

زنبق

حالا که تو نیستی می آیم اینجا پشت در اتاقت می نشینم و سخت می گریم...می گریم برای بی من رفتنت...بی من پر کشیدنت... یادت رفت؟!قرارمان تنها رفتنت نبود... آه که تو چقدر بی وفا بودی و من نمی دانستم!

نرگس

گاهی بی وفایی نیست زنبق... طلبیده شدن است... خوشحال باش برای پر کشیدنش. الان در بهترین جای این عالم است... گرچه نبودنش سخت است...بسیار سخت... یاس بی وفا نیست

ماری

سلام ما رو یادتون نره اربعین که اونجایین.... دعامون کنین

روشنا

سلام ...به یاد چایی شیرین کربلایی ها لبم حلاوت احلی من العسل دارد... سیدحمید رضا برقعی

ز.میم

نهایت منحنی صعود یک انسان، سر خم کردن و السلام گفتن، نزد ارباب است. گوارای وجودت یاس جان. مثل همیشه، دعای تو ...

آبشار

سلام چقدر دير رسيدم!!!!!!!!! [ناراحت] زيارت قبول ... دعامون کردين؟