مسجد النبی:

 

مسجد النبی را باید ببینی... وقتی که برای اولین بار قدم به داخل مسجد میگذاری احساس آرامشی به درون قلبت راه پیدا میکنه، احساسی که گمان میکنی 100 ها بار به این مکان آمدی. انگار اینجا قسمتی از قدمگاه روح تو بوده و آنقدر به این مسجد آگاهی که هیچ احساس غریبی نمیکنی.... انگار اینجا قسمتی از قلب تو بوده که بعد از سالها پیدایش کرده ای.....

مسجدی که همه اش سپیدی ست.. همه اش بوی یاس گم شده ای را میده که هنوز هیچ کسی پیداش نکرده.

 

مسجد النبی برای من عین یاسی بود که یاسی در دل داشت و من تنها نظاره کننده بودم.

 

 

 

روضه:

بهشت.

 

هیچ کلمه ای نمیتونه معنی روضه رو بیان کنه... روضه النبی... بهشت خدایی که روی زمینه. وقتی که توی روضه می ایستی انگار که خدا جلوی تو نشسته و داره بهت لبخند میزنه، هر وقت توی روضه میشینی، انگار توی دامن خدا نشستی و خدا داره دست مهربون و نوازشگرش رو روی سرت میکشه... روضه تکه ای از بهشته که خدا به زمینی ها عاریه داده. روضه محل حضور ملائکه ی ناب خداست. وقتی میری توی روضه دوست نداری روی زمین پا بگذاری، چو ن میترسی که پات رو بگذاری روی بدن زخمی زهرا .... روی پهلوی شکسته ی زهرا.... روایتها گفته اند که شاید مدفن یاس پیامبر روضه باشد. به الله قسم که جایی شایسته تر از روضه برای نور دیده ی پیامبر نیست.

اونجا میترسی که اگه پات رو بگذاری زمین بال فرشته ای رو  زخمی کنی...

روضه محل اصلی مسجدالنبی ست که پیامبر با دست خودش اونجا رو بنا کرده و اونجا نماز خونده. خونه ی حضرت فاطمه هم کنار روضه ست.

/ 21 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زينب

مرس ياسی من ! مرسی که برامون نوشتی و هوائيمون کردی ...

ali

سلام خيلی جالب مينويسی موفق باشی

mamaly_sia

بسمه تعالی .................. سلام .............. حبذا خاک مدينه، حبذا عين النبی /// هر دو اصل چار جوی و هشت بستان آمده .... در مدينه مصطفی دين مشخص دان و بس /// زانکه از دين در مدينه اصل و بنيان آمده .... گر بخوانی ورنويسی هم به اسم و هم به ذات/// در مدينه نقش دين بينی به برهان آمده ........... زت زياد ............ يا حق.

دل شده

سلام . اميدوارم که حالتون خوب باشه...دل مارم هوايی کرديد...انشالله که همه سعادت زيارت پيدا کنند....حق يارتون

چشمه

واقعا عكسهاي زيبايي است.

nanny

وقتی رو تو از قبرستان بقی بر می گردونی يه گنبد يه نماد سبز و با شکوه توی چشمات خونه می کنه.!می مونی چی کار کنی گريه کنی يا بخندی.!می مونی چی بخوای.!يه هو پاهات شل می شه و روی زمين ولو می شی!خدا خدا کردن و اشکهای اطرافيانت تو رو از خودت می گيره!!!اين ديگر چيست.!!!؟؟؟!!!اين باران که ناخواسته در چشمانت می نشيند بعد از ديدنت آن در چوبی و پر خاطره.اين ها ديگر چيست.نه خاطره نيست.واقعيت است.يه واقعيت باور شده!

طلوعی تا فردا لبریز از شوق !

مسجد النبی را بايد ديد ... تکه ای از بهشت بر روی زمين ... مرا در عطر یاس غرق کردی .از دور می بوسمت ! پيشاپيش عيدتان مبارک... در پناه حق . نيکو .

لات جوانمرد

خوندن كي بود مانند ديدن ايشالا بريم از نزديك ببينم ...زت زياد