نیستم! نگرد.

درین جهان و وان جهان مرا مطلب...کین دو گم شد در آن جهان که منم

/ 6 نظر / 25 بازدید
زمینی

...

من یک مسلمانم

در تب می سوختم. چشمانم را بستم. دمی به یاد شعله های نار افتادم. خدایا مرا تاب آتش نیست. یک لحظه درنگی مرا ذکری است یا فاطر بحق فاطمه(س) اما چگونه از یاد ببرم درب و آتش را. من که سیلی نخورده ام. خدایا می خواهم در ره مادر(س) بسوزم. خدایا درد می خواهم .درمان را سراغ دارم. السلام علیک ایتها الصدیقة الشهیدة

نجمه

من گم شده است..

قفس ویران

سلام به روز هستم با طرحی درباره: چه روزها که یک به یک غروب شد، نیامدی چه بغض ها که در گلو رسوب شد، نیامدی

زائر بارانی

سلام ممنون که به وبلاگ بجه های کلاس دوسیتی سر زدید