یوسف گم گشته باز آمد به کنعان

کلبه احزان شد گلستان

/ 29 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پروا

عيدت هم مبارک بانو .

زینب

به به...کلبه احزان میشه گلستان...این گلستان ولیمه هم میده؟؟D:....چشمت روشن خانومی...انشا الله دفعه بعد با هم برين...عيدتون هم مبارک

jeyran

يوسف گم گشته باز آيد به کنعان ؟ فک نکنم ديگه بياد ..... عيدت مبارک ! آشتون قبول :دی

mokh less

سلام ... چشم شما روشن ... ما که آش پشت پاشونو نخورديم ... اميدوارم لا اقل عکس وليمه < کربلايی يوسف >رو برامون بفرستيد !!!!!!

gholi

اولا به بولک يادبده که نبايد آدم به مادرزنش بگه آبجی....ثالثا اينقدر شوهرت رو تحويل نگير!!!!!پس فردا پررو ميشه نميتونی جمعش کنيا!!!!!!به اين ميگن دو بهم زنی و مداخله.....

amir

سلام اين شعر خيلی جا ها معنی روشنايی از نوع معجزه خداست که بوی و رنگ خدا رو می دهد... حالا چی شده شما اين و نوشتين! اونورها هم بياين... فعلا... امير(فاصله)

zohreh

سلام ياسی جانم! هيييييييی!!!!!! اين مدت نيومدم اينجا چقدر اتفاقات افتاده!‌چشمت روشن خانومی! ما رو که آش پشت پا دعوت نکردی،کی وليمه ميدی؟از شوخی گذشته دلم واست يه ذره شده.ايشالا قسمت خودت بشه.(و خودم!!!!)

مطهره

تبريک می‌گم با تاخير...هم عيد رو هم بازگشت آقا يوسف گمگشته!

هستی

سلام ....خدا نکنه آقا يوسف گم بشه اونکه راه رو خوب بلده .....ياسی جون چشمت روشن / راستی مگه شماره ات عوض شده هر چی تماس ميگيرم نيستی !!!...

پريا

سلام خانومی چشات روشن .. انشاءالله خونه ات همیشه پر رونق