سفر و دلتنگی:

گاهی دلم برای خودم تنگ می شود... بدجور! الان هم از همان موقع هاست بدجورتر!!

وقتهایی که یوسف نیست، کلا زنده گی مختل میشه. همه جا یک چیزی نیست که اون که نیست یوسفه!

پنج شنبه رفقای وبلاگی به یاد قدیمها دور هم جمع شده بودن، البته نمیدونم چرا جای پاتوق قدیمی "خونه یاس و یوسف" رفته بودن خونه لولک سابق و هجرت فعلی.

به من گفتن با بچه ها بیا، اما نمیشد بدون یوسف رفت!! فکر نمی کردم این همه وابسته باشم به همسر گرامی :دی

این بود خلاصه ای از حال و روز گرفته ی من!!! تنها جهت عرض خاطره و ثبت در خاطرات شخصی نقل شد.

جهت اطلاع بیشتر: یوسف ده روزه رفته سفر! مشهد.

/ 12 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نیلیا

آخـــــــــــــی همیشه سایه اش بالا سرت باشه انشاالله [لبخند]

نیلیا

راستی! چرا اون پستت رو پاک کردی خانــــوم ؟ فک کردی ما حواسمون نیس؟[چشمک]

امیر و بانو

سلام عیدتون مبارک ببخشید که نتونستم پستتون رو کامل بخونم چون : چهارم بهمن تولد بانو جانه هم اکنون منتظر حضور گرم و پیشنهاد شما هستم . زیاد فرصت ندارم با پست جدید منتظرتونم .

ماری

سلام یاسی.... مسافر برگشت؟ سلام برسون. راستی .... یه تریبون رسمی راه اندازی کردم... پاشو بیا سخنرانی!

قفس ویران

سلام به روز هستم با طرحی درباره: میخواهند شکارت کنند و این یعنی که دوباره طلب شهادت کرده ای . . . حاجی اگر به فکر خودت نیستی لااقل به فکر ما باش به فکر بی علمدار شدن ما باش . . . هنوز برای شهادت فرصت هست . . .

پلاک

آبشاری از نور، خنده های شادمان خورشید را به زمینیان می بخشد و جوشش از شكوه آسمان را در بر می گیرد. جوانه های تبسم لب ها را شاداب از طراوت تغزلی دیگر كرده و همگی قدوم نوزادی را كه سبب آفرینش است تبریك می گویند كه یا محمّد! به جمع خاكیان دوستدارت خوش آمدی!